در اردوگاه دورافتاده شمالی، گروهی از زندانیان به همراه اکیپ NKVD وارد میشوند. در میان آنها مهندسی به نام سادوسکی و یک مجرم حرفهای به نام کُستیا وجود دارد که به سرعت به رهبر باراک تبدیل میشود و به همه ممنوعیت حضور در کار را تحمیل میکند. مقامات چکا شروع به مبارزهای مداوم و با تدبیر برای تغییر این افراد میکنند.