White Cargo
فیلم باران سفید
در آفریقا در اوایل جنگ جهانی دوم، یک مدیر کشت rubber بریتانیایی به یادآوری ورودش به کنگو در سال 1910 میپردازد. او داستان مثلث عشق و نفرتی را روایت میکند که شامل هری ویتزل، سرپرست ایستگاه محلی که همه چیز را دیده است، لنگفورد، مدیر جدیدی که از انگلستان برای یک دوره چهار ساله فرستاده شده، و توندلایو، یک زیبای افسونگر که خواهان ابریشم و جواهرات است، میشود. ویتزل خشن و باتجربه است و مطمئن است که لنگفورد نمیتواند از عهده کار برآید. لنگفورد با عزم و خشم پاسخ میدهد و به خاطر زیبایی توندلایو و نقشههایش و همچنین برای مقابله با ویتزل به او جذب میشود. دستکاری، حسادت، انتقام و مسئولیت در حالی که اتحادها در این مثلث تغییر میکند، به نمایش درمیآید.