در دهه پنجاه خیاطی که با دوستانش نوشیده است دچار حمله ای می شود و نیازمند درمان فوری در بیمارستان است کلیه هایش آسیب دیده است با زندگی دوباره فکر می کند که در طول کما با ستاره های دور دست ارتباط برقرار کرده است او از خیاطی دست می کشد و به ستارگان می پیوندد و از دوستانش می خواهد در روستای خود رصدخانه ای بسازند او به شهرت برخورد می کند و برای مدتی حتی مقامات از او پشتیبانی می کنند اما بعد از این که همسرش نمی تواند بیشتر با جنونش کنار بیاید از او جدا می شود شهرداری برای خاموش کردن کار او از او خواست تا کارش را ببندد اما او به نگاه به آسمان ادامه می دهد
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.