دوقرن در حین تحصیل عاشق شده و ازدواج میکنند و اکنون خانوادهای شاد و مرفه با پسری جوان دارند. روزی Stepan شاهد دزدی است و دختری میان شیادان وجود دارد که سعی در توقف آنان دارد. پس از کنترل مردان، او او را آزاد میسازد و از آن پس این عشق غیرمنتظره برای او، همسرش و پسر کوچکشان به عذابی بدل میشود که مادرش را از بدبختی دور نگه دارد