در سال هزار و نهصد و سیچهار، مارگاریتا شوگوا، با نام مستعار واسکا به دلیل قامت بلند و نیروی مردانهاش، در ساخت متروی مسکو کار میکرد. روزی، بین اعضای تازهوارد گروه، او اوسِیپ را شناخت، شکنجهکنندهاش که در اردوگاههای ویژه برای اسکان دامنهبخشها در استانی سیبری که خانوادهی دهقانان ثروتمند شوگیوها در دوران collectivization تبعید شده بودند و از آنجا مارگاریتا فرار کرده بود را تمسخر میکرد.