شهری خاموش در منطقهای دور افتاده با تنها بار بم نزدیک به زندانی که اگر نبود آنجا جهان فراموشش می کرد اینجا بود که میهمانان می آیند آزنسکاکا در بار کار می کند و به نیویورک می اندیشد کرازیسک و یوهک این دختر را دوست دارند یوهک درباره کاروان militia با پول به او می گوید
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.