داستان حول محور فاکو، مسلمان مومن که با سه همسرش به شیوه سنتی زندگی میکند. مشکل از جایی آغاز میشود که پسر کوچکتر و جاهطلبترش، کالیفا، به جرم همراهی با دوستان اوک…میافتد. شهر در شبها به خاطر داشتن کارت هویتی باارزش بسته است و پلیس با شدت در جستجوی روسپیان و بیکارتها گشت میزند. یک مرد بیخانمان به نام اوسّو تصمیم میگیرد با پُشتکار برای دریافت کارت، تبدیل به گماشته پلیس شود و برادر بزرگتر کالیفا را لو میدهد که به این امر انجام میانجامد و بازرسی پلیس از خانه فاکو را برقرار میکند و در نتیجه داراییای از مواد مخدر غیرقانونی پیدا میشود. فاکو و پسر بزرگتر هر دو لخت میشوند و به زندان میافتند. ناگهان فاکو با شکنجه و تحقیر همپیمانان مسلمان خود روبهرو میشود. در عین حال، دختر سیاهپوست صاحب فروشگاه سفیدپوست که به دنبال زنان سیاه است، به دنبال مادر واقعی خود میگردد.