او ستون فقرات اجتماعی لندن است که آرزوی زندگی ای مطبوع و آرام از شلوغی و دود دارد. او احساس می کند از محدودیت های یک روستای ماهیگیری ایزوله شده محصور شده و به روشنایی های عظیم و مردم روشن تر در کلان شهر رویا میبیند. در روزی داغ از اوت سال هزار و هشتاد و سه، کلمنت اسکات نویسنده و لویی جرمی دختر آسیابان برای اولین بار با هم ملاقات میکنند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.