سیتا سینه به فرزند خود بیهاری و دوستش آمار را مانند فرزند خودش بزرگ کرده است. این سه نفر با هم رابطهای نزدیک دارند. وقتی بزرگ میشوند دوستی و عشقشان را حفظ میکنند. آمار با جیا پولدار ازدواج میکند و بیهاری با کارگری ازدواج میکند. پدر آمار، آقای ساکسا نتایج را نمیپسندد و نقشهای برای جدایی آنها میکشد. او موفق میشود و بیهاری تحقیر میشود. بیهاری آمار را مقصر میداند و به هر قیمتی قصد نابودیش را دارد.