Irattai Roja
فیلم ایراتی روچا
زنی به نام اوا همسر باالو می شود که یک مهندس عمران صادق است اوا باور دارد که او پولدار است و رشوه های زیادی می گیرد اما در می یابد که باالو از طبقه متوسط مانند اوست اوا خسیس است و رویا دارد که ثروتمند شود پس از چند سال دو فرزند دارند در این میان پیرا دختر رئیسی باالو عاشق باالو می شود و از او می خواهد که با او ازدواج کند بی خبر از ازدواج باالو و فرزندانش باالو از ازدواج دوباره امتناع می ورزد اما پیرا او را وادار می کند وقتی پیرا با اوا ملاقات می کند به او یک کروور روپیه پیشنهاد می دهد تا باالو را به ازدواج دوباره وادار کند اوا بلافاصله قبول می کند و به باالو فشار می آورد تا دوباره ازدواج کند در نهایت با قلب سنگین باالو با وجود تهدید به اقدام به خودکشی با او موافقت می کند به زودی باالو نیز با پیرا عاشق می شود اوا به آهستگی اشتباه خود را درک می کند و می خواهد باالو را به دست آورد قصه باقی مانده درباره سرنوشت باالو اوا و پیرا است