سال 1955 است و سیلاب بزرگی در حال آمدن به نورثفورک، مونتانا است. یک سد هیدروالکتریک جدید قرار است در کوههای بالای شهر نصب شود و در نام پیشرفت، دره را زیر آب ببرد. مسئولیت یک کمیته تخلیه شش نفره است که مردم شهر را به زمینهای بالاتر منتقل کند. بیشتر مردم به موقع رفتهاند، اما چند نفر سرسخت باقی ماندهاند - از جمله یک کشیش که از یک یتیم بیمار مراقبت میکند و پسری که رؤیاهای تبدارش او را به این باور رسانده که عضو یک گروه سرگردان از فرشتگان گمشده است که به شدت در جستجوی راهی برای بازگشت به خانه هستند.