تحت فشار بدهی، جیجی، یک زن جوان سفیدپوست از طبقه فرودست آمریکا، از لسآنجلس به باخا کالیفرنیا در مکزیک فرار میکند تا در جستجوی معشوقه قدیمیاش، نجاتدهندهای از زندگی پرماجرای خود بیابد. او با اسمرالدا، یک نوجوان مکزیکی ۱۴ ساله که از خانه فرار کرده است همراه میشود، دختری که در ازای بردنش نزد پدرش، مبلغ وسوسهانگیزی به او پیشنهاد میدهد. آنها در حالی که همواره تحت تهدید شناسایی شدن هستند، ماجراجویی خود را در دل بیابان آغاز میکنند؛ ماجرایی که در آن تصمیمات نادرست جیجی، وضعیت را بیش از پیش پیچیده میکند. اما در طول این سفر، رابطهای ویژه بین این دو شکل میگیرد.