ماریا یک رمانتیک و بازنده در مدرسه است. او با خواهرش کاسیا و مادربزرگش که به جای قصههای پریان، داستانهای شورش را برای نوههایش تعریف میکند، در یک اتاق زندگی میکند. در اتاقی که پشت دیوار است، والدین - تادک و الژبیتا - زندگی زناشویی خود را میگذرانند. او فردی باهوش است که به طور مداوم توسط دولت تحقیر میشود و بعد از کار، مشروبات الکلی خانگی درست میکند و به طور خاموش به برادر شوهر موفقش حسادت میکند. او رهبر اتحادیه "سولیدارنوش" در محل کار است و نیاز به آزادی و رویای خروج از لهستان دارد. ماجراجویی واقعی برای خانواده زمانی آغاز میشود که آنها موفق به خرید فیات ۱۲۶p نارنجی رویایی خود میشوند. الا و تادک اشتهای خود را برای تجارت و سفرهای خارجی کشف میکنند و ماریا که در حال بزرگ شدن است، برای اولین بار عاشق میشود.