در دنیای مسابقات شترسواری، غانم برای مسابقه بزرگ صفا آماده میشود. برادر کوچکترش، مطر، با شنیدن این اشعار درباره جد افسانهایشان، که تنها به عنوان "حاجان" شناخته میشود، بزرگ شده است. اما وقتی او در مسابقهای منطقهای به دنبال قدمهای جدش میرود، تقلب رویای غانم را مختل میکند. مطر متوجه میشود که تنها شانس نجات خود و شتر جداییناپذیرش، هوفیر، این است که او نیز به یک "حاجان" تبدیل شود و وارد دنیای مسابقات شترسواری بدوی شود — جایی که قهرمانان ساخته میشوند.