نیگل اسلیتر جوان آرزوهای بزرگ آشپزی دارد، حتی اگر تمام چیزی که مادرش میداند درست کند، توست باشد. وقتی مادرش میمیرد، روابط بین نیگل و پدرش تیره میشود، به ویژه زمانی که او با زنی ازدواج میکند که قلبش را با پای لیمو مرنگ میبرد. نیگل وارد مدرسه آشپزی میشود، در یک بار کار میکند و خود را در حال رقابت با نامادریاش مییابد - هم در آشپزخانه و هم برای جلب توجه پدرش.