آلوار یک کشیش سنتی است. او به مادر و خواهرش بسیار وابسته است. اما عناصر شرور، لال و وینسنت آسوکان، خواهر و مادرش را میکشند. آلوار با انتقام در ذهنش، به شیوای قاتل تبدیل میشود، حتی در حالی که به عنوان یک پسر بخش در بیمارستان کار میکند. شیوای انتقامجو به دنبال بیان مخالفت خود با نیروهای فاسد است. او خود را نوعی آواتار میبیند و در واقع، بدکاران را با لباسهای لرد راما و لرد کریشنا از بین میبرد. در اوج داستان، شیوای به شکل لرد ناراسیما ظاهر میشود و آخرین شرور را با قرار دادن او بر روی رانهایش و پاره کردن رودهها و سینهاش با چنگالهای تیزش از بین میبرد.