ویکتور، خسته از نگرانیها و مشکلاتش، به جنگل فرار میکند و زندگی جدیدی را در خانه منزوی خود آغاز میکند. اما یک تراژدی رخ میدهد؛ ویکتور ناگهان در حین شکار بینایی خود را از دست میدهد. اکنون او باید کورکورانه از جنگلی عبور کند و به چنگال شکارچی نیفتد...