زنی به نام نادا که صدساله است و دخترش ورا که ۷۵ ساله است رابطهای تزلزلپذیر اما آشنا دارند. ورا بچهگونه نقش مادربزرگ لاغر و خاموش را پرورش میدهد تا اینکه یک شب خفاش به اتاق نادا پرواز میکند و زیر تختش کمکم در حال خواب میرود. حضور آن حیوان به تدریج زن پیر را دوباره سرزنده میکند و رابطهٔ مادر و دختر را برای همیشه و بهشکل خطرناکی تغییر میدهد