پس از یک حادثه جدی ورزشی در یک استخر، بن که اکنون یک چهاراندام ناقص است، به یک مرکز توانبخشی میرسد. او با دیگر افراد معلول (چهاراندامها، نیمهفلجها، آسیبدیدگان مغزی) که همه قربانیان حوادث هستند، و همچنین یک فرد معلول از دوران کودکی آشنا میشود. آنها با ناتوانی، ناامیدی و تسلیم دست و پنجه نرم میکنند و در تلاش روزانه خود برای یادگیری حرکت یک انگشت یا نگهداشتن یک چنگال هستند. برخی از آنها به آرامی کمی تحرک پیدا میکنند در حالی که دیگران حکم ناتوانی برای تمام عمر را دریافت میکنند. با وجود همه چیز، امید و دوستی به آنها کمک میکند تا بر مشکلاتشان غلبه کنند.