او کپی مطلق خودش بود - حرکات، زبان بدن و شوخیهایش آنقدر واقعی بودند که هیچکس تغییر را مشکوک ندانست. باگدانوف به صفحه نمایش نگاه میکرد گویی که آینهای است. دوقلوی او برنامه تلویزیونیاش را تصاحب کرده، با طرفدارانش ملاقات کرده، با زنانش زندگی کرده و با دوستانش نوشیدنی خورده بود. زندگی و هویت باگدانوف در یک لحظه محو شد. نویسنده محبوب، موفق و بدبین باگدانوف همه چیزهایی را که سالها برای ساختن حرفهاش تلاش کرده بود، از دست داد. وقتی به وضوح میبیند که دوقلو بهتر و صادقتر از اوست، متوجه میشود که نبرد زندگیاش را باخته است. تنها کسی که میخواهد باگدانوف واقعی را دوباره داشته باشد، دخترش است...