یک چراغ راهنما یک علامت قرمز پسری با نقاب وارد خودرو میشود و به راننده تفنگی نشان میدهد و فریاد میزند برو کیف پر از پولی در دست دارد وقتی راننده به او نگاه میکند دزنده درِ پیکان را نشانه میگیرد و ماشین در یک تصادف گیر میکند پس از توقف در کنار جاده کودک خردسالی در صندلی عقب گریه میکند