بابتو که در طی دو سال زندان به بلوغ رسیده است، به همراه دوستش دنیس به یک شروع جدید امیدوار است. او اکنون یک مرد آزاد در دنیای آزاد است! اما مهمانی خوشامدگویی او که در آن همه پسران محله جمع شدهاند، به یک عملیات پلیس ختم میشود. بابتو دوباره دستبند به دست دارد و با خبرهای دراماتیک مواجه میشود. او به زودی به «کشور زادگاهش» سنگال دیپورت خواهد شد. برای جلوگیری از دیپورت، بابتو و دنیس آمادهاند هر کاری انجام دهند، از جمله ازدواج.